تبليغاتX
سرزمین خیالی
سرزمینی که هر چیز غیرممکن در آن احتمال وقوع دارد.

تقدیم به جادی عزیز.

کلمه برنامه نویس گاهی در موارد محدود و گاهی در معنای عمومی تر استفاده می شود.در معنای محدود، برنامه نویس کسی است که الگوریتم را به برنامه کامپیوتری تبدیل و یا ترجمه می کند. این برنامه چیزی است که دیگران طرح آن را ریخته اند و برنامه نویس،آن طرح را به شکلی دقیق و درست به صورتی که برای کامپیوتر قابل فهم است در می آورد. در این کار، برنامه نویس باید به یکی از زبانهای برنامه نویسی مسلط باشد و بتواند هر ساختاری را که لازم است با آن زبان پیاده کند.
درحالیکه این کلمه به معنای مشخص ذکر شده است، برنامه نویس همچنین به کسی گفته می شود که در یکی از مراحل شکل گیری الگوریتم و یا کد نویسی تلاش می کند. در این معنای عمومی تر،قسمتی از وظیفه برنامه نویس این است که قسمت کوچک و مشخصی از یک برنامه را کد نویسی کند، ولی کار دیگر او توسعه مشخصات، طراحی، الگوریتم نویسی و تست برنامه است. در این حالت، برنامه نویس ممکن است به معنای رفع کننده مشکل بوسیله کدنویسی باشد.

از افسانه های مرسوم درباره توسعه دهندگان نرم افزار اینست که اغلب در یک اتاق بدون پنجره نشسته اند و برای خودشان کار می کنند و تنها با کامپیوتر روبرویشان ارتباط دارند. اگرچه این تصویر بسیاری از برنامه نویس ها ( بخصوص در روزهای اولیه پیشرفت کامپیوتر) است، امروزه این نما بطور عموم صحیح نیست. بیشتر به این دلیل که تنها برنامه های موفق هستند که با نیاز مصرف کننده اش ارتباط برقرار کند. این روزها برنامه نویس ها باید بتوانند با مشتریان خود ارتباط موثری برقرار کنند، برنامه نویس ها باید بتوانند به خوبی به حرف مشتری هایشان در باره نرم افزار گوش کنند و همچنین بتوانند سوالات درستی را برای مشخص شدن نیازها از آنها بپرسند.
درواقع، نرم افزارهای تولید شده امروز بسیار بزرگ تر و پیچیده تر از آن هستند که یک برنامه نویس مستقل به تنهایی بتواند آنها را بنویسد. برنامه های کامپیوتری بوسیله گروهی از افراد تولید می شوند. هر عضو این گروه نقش بسیار مهمی دارد و موفقیت هنگامی حاصل می شود که همه تلاش و همکاری مناسبی با دیگران داشته باشند. فردی که به تنهایی و بصورت ایزوله کار می کند می تواند تولیدات بسیار خوبی داشته باشد ولی محصول وی ممکن نیست بدون ارتباط و همکاری از سایر محصولات بهتر شود.
برای مشخص شدن این موضوع خوب هست بدانید که در کمپانی های بسیار تکنولوژیک و از نظر حرفه ای ها در صنعت دو مشخصه بسیار مهم به شرح زیر است:

- برنامه نویس ها باید در برقراری ارتباط مهارت داشته باشند.
- برنامه نویس ها باید بتوانند در کار گروهی شرکت کنند.

حرفه ای ها در اینکه کدام یک از این مشخصه ها مهم تر است اختلاف نظر دارند ولی همگان با هم اتفاق نظر دارند که هر دو مهم است و مهارت های تکنیکی هرگز الویتی بالاتر از ۳ را به خود اختصاص نمی دهند. این واقعیات شاید با آن استریوتایپی که در ذهن ها در مورد افراد ایزوله و کم حرف وجود دارد همخوانی نداشته باشد.

نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 16:45 | لینک  | 

اگر عکس زیر را نمی بینید، نه مشکل کامپیوتر شماست و نه مشکل وبلاگ من. بلکه مشکل اینست که هنوز هم عده ای معتقدند با خفه کردن یک صدا می توان جلوی آن را گرفت.
با کمال تاسف اعلام می کنم که سایت زنستان و هستیا برای بار دوم فیلتر شدند.

برای اینکه اعلام کنی حقوقی داری وبا بی عدالتی مخالفی ، فیلترت خواهند کرد! من به این می گویم سانسور. من با سانسور مخالفم. من از اینکه کسی خود را قیم من بداند، ناراحتم.
شما بگویید سانسور یعنی چی ؟ و آیا با آن موافقید ؟ اگر موافق یا مخالفید چرا ؟
نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 13:42 | لینک  | 

logo-zananzzzz.jpg

نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 19:45 | لینک  | 

روزی که قرار ازدواج رو گذاشتم، نمی دونستم که اگر دوست پسر دوست داشتنیم که حالا داشت همسرم می شد یک روز از راه برسه و بگه بهتره از فردا نری سرکار چی میشه!
حالا فوقش اگر هم می گفت، من فکر نمی کردم که راستی راستی بتونه من را از سر کار رفتن (منظورم استقلال مالی است بیشتر تا سر کار رفتن) منع کنه. کار کردن سخته، می دونم. ولی من که روشو ندارم دستم را برای پول مفت جلوی کسی دراز کنم. از طرفی موندن تو خانه را اصلا نمی تونم تحمل کنم، دیوونه می شم.

اما متاسفانه، این هم یکی از اون چیزهاست که باید به خودمون یادآوری کنیم. فقط یکی از اونهاست. عزیزان قانون گذار به قدری چیزهای عجیبی را قانون کرده اند که واقعا باید به یاد بسپریم که این چیزها قانون ماست، و گرنه به عقل خودت مراجعه کنی شک می کنی !

از جمله:
چندهمسري مردان
حق طلاق يکطرفه مرد
حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر (به جای پدر و مادر به طور مشترک)
حقوق نابرابر در ازدواج (مانند تعیین قيد و شرط اشتغال زن از سوی شوهر و عدم تابعيت مستقل زنان متاهل و...)
سن کيفري دختران ۹ سال و پسران 15 سال (به این معنا که اگر دو تا "بچه" موقع بازی یکدیگر را هل بدهند و یکی از آنها ضربه مغزی بشه و بمیره، دیگری به مرگ محکوم میشه!!!)
حق شهادت (یادم نره که اگر من و مادرم شاهد یک جرم بودیم شهادت هر دوی ما روی هم معادل، برادر ۱۵ ساله ام است. )

نیره توکلی هم نوشته جالبی در این زمینه داره. بخونید و بخندید :)
نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 13:20 | لینک  | 

برعکس روبوسی که من خوشم نمی‌ آد، احساس خوبی از دست دادن با افرادی که با آنها کار می کنم و یا دوستشان دارم به من دست می دهد.
ناگفته نماند ترجیح می دم با آنهایی که خیلی دست دادنشان الکی است و انگشتانشان را مثل چوب خشک در دستم می گذارند، دست ندهم.
سفارش هایی هم وجود دارد در مورد اینکه دست های یکدیگر را به نشانه چیزهای مختلف بفشارید که از آنجا که در بسیاری مسایل در مورد زنان اما و اگر پیش می آید، گفتم فراموش نکنید که در کشور عزیزمان ایران، دست دادن زنان و مردان جرم است و ....
پس من در این شرایط مزحک (مضهک یا مضحک ؟ )ترجیح می دهم با زنان هم دست ندهم تا به آقایان هم بی احترامی نکرده باشم.
چند روز پیش دو تا از همکاران آقا که محل کارشان تغییر کرده است را بعد از مدتها دیدم، و یکی از آنها با هیجان سلام گفت و دستش را به سمتم به نشانه دست دادن دراز کرد و خوشبختانه قبل از اینکه من هم دچار اشتباه تاکتیکی شوم، همکار دیگرم دست او را فشرد و با لبخند گفت : مثل اینکه فراموش کار هم شده ای:)
بله ! ما گاهی فراموش می کنیم که باید بسیاری از چیزهای خیلی پیش پا افتاده را مدام به خود یادآوری کنیم!
باید به خود یاد آوری کنیم که بسیاری از حقوق ابتدایی را قانون از ما سلب می کند.
در پست بعدی در این مورد بیشتر می نویسم.
نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 15:38 | لینک  | 

آیا می دانید :
درصد زنانی که در رشته کامپیوتر و IT تحصیل می کنند، با کاهشی چشمگیر از ۳۵.۸٪ در سال ۱۹۸۴ به ۲۶٪ در امسال رسیده است؟
در بین علوم و رشته های مهندسی تنها رشته ای که در آن مشارکت زنان نسبت به سال ۱۹۹۳ کاسته شده است، علوم کامپیوتری است.
یک تحقیق منطقه ای نشان می دهد که در مقطع دبیرستان، تنها ۵ تا ۷ درصد از دانش آموزان دوره های IT، نظیر طراحی شبکه،دختر هستند.


مرکز فناوری اطلاعات و زنان CWIT در دانشگاه مریلند بالتیمور، مهماندار روز کامپیوتر مانیا(۶ می ) بود تا مشوقی باشد که دختران در امور مرتبط بافناوری اطلاعات درگیر شوند.با اینکه حضور پسران در این برنامه، آزاد است، اما تمرکز آن بر دختران است که شرکتشان در کلاس هاو مشاغل مربوط به فناوری اطلاعات، همچنان کمتر است. برنامه روز مانیا به گونه ای است که کاربردهای تکنولوژی اطلاعات را در سایر مشاغل نشان دهد.
برنامه تکمیلی این روز ارايه اطلاعات به بزرگترها در مورد دلایل کمرنگ شدن حضور دختران در دوره های مربوط به تکنولوژی اطلاعات، و نقشی که آنها برای تشویق دختران در دست یافتن به تکنولوژی می توانند داشته باشند، است.
مطلب اصلی

پ.ن. بحث سخنان کاستلز در مورد توسعه و محورهای آن (زنان، رسانه، جامعه اطلاعاتی ) داغه
نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 0:38 | لینک  | 

نمی دونم این شعار را که جدیدا در شهر تهران به در و دیوار شهر زدند را دیدید یا نه. " شهر اخلاق"
من هم تا ۵ شنبه ندیده بودم.
روز ۵ شنبه قرار بود دوستان قدیمی را در درکه ببینم. چون نمی خواستم دیر به قرار برسم. تصمیم گرفتم با ماشین دربست برم. با کلی چانه زنی راننده راضی شد اگر خیابان خلوت بود با ۲۵۰۰ و اگر شلوغ بود با ۳۰۰۰ ،‌من را برساند.
اما نه تنها خیابان خیلی شلوغ بود، که ایشان بعلت ترمزهای متوالی، با یک همشهری با اخلاق گلاویز شد!
و مشت و لگدی که رد و بدل شد .... راننده ماشین عقب لطف کردند و بعد از دعوا مشت محکمی هم به شیشه ای که اینجانب در پشت آن بودم کوبیدند تا بلکه با شکستن آن آسیبی هم به من برساند که بی نصیب نمانده باشم. وقتی به جای شکسته شدن شیشه ، مشتش درد بیشتری گرفت،‌ در دل به جان صنعتگران زحمتکش دعا کردم.
سرانجام با تاخیر بسیار به دوستان رسیدم و همان روز تابلو بزرگ " شهر اخلاق" را هم دیدم و به حکمت آن پی بردم.
نوشته شده توسط لیلا  در ساعت 23:49 | لینک  |